سروی که قامتش را با «اقْرَأْ» بست و با «فَاسْتَقِمْ» قد کشید
از «اقْرَأْ» مادر تا «فَاسْتَقِمْ» پدر؛ روایتی از میراث ماندگار قرآنی رهبر شهید و تداوم آن در قامت رهبر جدید
به نام خدای شهدا و الصادقین
این روزها، هر نسیم سحر که میوزد، بوی پیراهن یوسفی را به همراه دارد که از میان ما برفت، اما ردِّ نفس گرمش بر شیشهی قلب زمان، ماندگار شده است. در دارالقرآن «الزهرا» (سلامالله علیها)، جایی که نور کلام وحی بر صخرههای دلها میتابد، هنوز از فراق مردی میگوییم که قرآن را نه فقط بر خواندن که بر زیستن فهمید. شهادت جانسوز حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای، رضواناللهتعالیعلیه، غمی نیست که با روزها و ماهها فراموش شود. این غم، ریشهی آشنایی دارد با دلهای ما که هر بار قرآن میگشاییم، نگاه نافذ و پرمهرش را در میان سطرها میجوییم.
پیش از آنکه رهبر شود، شاگرد قرآن بود
داستان عشق او به قرآن، از خانهی پدری آغاز میشود. خود روایت کرده است: «من اولین نغمههای خوش قرآن را از حنجرهی مادرم شنیدم» منبع. مادر، آیات را برایش قصه میگفت، بیآنکه از راستای کلام الهی ذرهای منحرف شود. جلسات قرائت پدر، او را از کودکی بر زانوی استادانی نشاند که قواعد تجوید را با جان و دل به او آموختند. رادیو مصر، که در آن روزگار، موسیقی کلام الله بود، از دورترین نقطهی راه، جان او را نوازش میداد منبع. او از همان اوان نوجوانی، فهمیده بود که «قرآن راه حل معضلات زندگی بشر را به فرزندان آدم هدیه میکند» منبع.
در قامت مرجعیتِ مهر
او رهبر بود؛ اما در محافل قرآنی، بسان یک مستمع خاضع، گوش بر تلاوت قاریان میدوخت و با اشکی که از شوق میغلطید، ثابت میکرد که بالاترین مرتبهی قدرت، تواضع در برابر کلام خداست. بارها فرمود: «قرآن احتیاج دارد به تدبر، تکیه بر روی هر کلمهای از کلمات و هر ترکیبی از ترکیبهای کلامی و لفظی. انسان هرچه بیشتر تدبر کند… بهرهی بیشتری خواهد برد» منبع.
او به قاریان میآموخت که «ما اگر بخواهیم کل امت با قرآن انس بگیرند، باید تلاوت قرآن را در جامعه باب کنیم» منبع. و چنان بود که در این مسیر افتاد و ماند. حتی قاریان بینالمللی در محافل جهانی، با حیرت روایت میکردند که مشوق اصلی قاریان ایرانی، رهبر انقلاب است؛ و این حیرت، نشان از نبوغ فرهنگی او داشت؛ رهبری که در میان رهبران سیاسی جهان، بیهمتایِ دلدادگی به قرآن بود. منبع
معماری تمدنی با پشتوانهی وحی
حضرت آیتالله خامنهای، ایران را به مدرسهی بزرگ قرآنی تبدیل کرد. او آرزوی حفظ قرآن دهمیلیون نفری را در سر میپروراند و بر «گسترش نهضت انس با قرآن» تأکید داشت. جلسات منسجم تفسیر، دیدارهای سالانه با قاریان و حافظان و تلاش برای «تبدیل مفاهیم قرآنی به گفتمان عمومی»، تنها گوشهای از اهتمام ایشان به فعالیت فرهنگی و نشر معارف دینی بود.
به باور او، شیرینی کار فرهنگی در این بود که ریشهی جامعه را به چشمهی زلال هدایت متصل کند. او بارها گفته بود که دلهاى ما باید قرآنى بشود؛ چرا که «جان ما باید با قرآن انس بگیرد».
از دریچهی شهادت تا شیشهی عمر
هر چند فراق او، تازهترین غمِ عالم است، اما یادمان نرفته که او خود، مشتاق لقای الهی بود. او شهادت را چنین تفسیر کرده است: «شهادت، یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی و میهمان شدن بر سر سفرهی ضیافت الهی» منبع. و اینک، این میزبانی الهی از «سید الشهدای ایران» برقرار است.
و اما ما، در این خانهی نورانیِ دارالقرآن، قرآن را نه از سر عادت که از سر عشق میگشاییم. برای معلمی که رفت. او به ما آموخت که «زنده نگه داشتن نام شهدا، از خود شهادت کمتر نیست» منبع. پس زمان را نمیشمریم؛ با نام او قلم بر کاغذ میکشیم و با هر تلاوتی، پرچمی برافراشته نگه میداریم.

و اکنون، این پرچم بر دوش کسی است که در سایهی آن قامت بلند پرورده شده است. حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، آن تربیتیافتهی مکتب پدر و میراثدار اندیشههای ناب او، اینک پرچمدار هدایت امت شده است منبع. همان سرو برومندی که سی سال در هالهای از گمنامی زیسته تا مأموریتهای استراتژیک را به سرانجام رساند منبع و امروز، پس از آنهمه صیانت نفس، در لحظهای تاریخی، ذخیرهی نظام اسلامی آشکار گشته است منبع. آری، او آمد تا چراغ راه پدر را خاموشیناپذیرتر گرداند. مسیر مقاومت، جهاد تبیین، ترویج معارف قرآنی و صیانت از هویت دینی، گامی پس از گام و رهتوشهای از رهبر شهید است؛ راهی که تازه آغاز شده است.
پس، ای رهبر شهید، روحت شاد و راهت پر رهرو باد. ای رهبر جدید، دلها برای تو میتپد و دستها به سوی تو دراز است.
در این محفل نورانی، با تو عهد میبندیم که هرگز از آرمان انقلاب دست نکشیم و تا زندهایم، مشتاقانه در مسیری گام برداریم که تو پیمودهای و ما مقصدش را جز قلههای رفیع کرامت نمیبینیم.
روحت شاد، راهت پر رهرو و نامت در جان تاریخ، ماندگار باد.
